![]() |
|
![]() |
اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا می گرفتم اگر سنگ بودم به هر جا که بودی سر رهگذار تو جا می گرفتم اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب باممان می نشستی اگر سنگ بودی به هر جا که بودم مرا می شکستی، می شکستی

*** جای ِ خالی ِ زندگی ***
یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی!
دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست.
من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات، کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...
دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت را که دیرزمانی است در سیل باد بی وفای زمانه گم کرده ام.
هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است... .
شاید اگر جای تو بودم ؛ کمی، فقط کمی برای مرگ تدریجی نیلوفرهای خاطره اشک می ریختم ، شاید اگر جای تو بودم ؛ طاقت دیدن چشم های خیره و خسته ات را نداشتم، شاید اگر جای تو بودم؛ بلور بغضم را با تلنگری آسان می شکستم تا بدانی، تا بدانی که چقدر دوستت دارم... .
روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!
این بار به دیدنت آمده ام ، برایت گلاب آورده ام ، دستهایم تنها سنگ سردِ خانه ات را احساس می کنند اما بدان یاس های سپید احساسمان هنوز گرم گرم اند

*** جای ِ خالی ِ زندگی ***
یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی!
دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست.
من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات، کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...
دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت را که دیرزمانی است در سیل باد بی وفای زمانه گم کرده ام.
هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است... .
شاید اگر جای تو بودم ؛ کمی، فقط کمی برای مرگ تدریجی نیلوفرهای خاطره اشک می ریختم ، شاید اگر جای تو بودم ؛ طاقت دیدن چشم های خیره و خسته ات را نداشتم، شاید اگر جای تو بودم؛ بلور بغضم را با تلنگری آسان می شکستم تا بدانی، تا بدانی که چقدر دوستت دارم... .
روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!
این بار به دیدنت آمده ام ، برایت گلاب آورده ام ، دستهایم تنها سنگ سردِ خانه ات را احساس می کنند اما بدان یاس های سپید احساسمان هنوز گرم گرم اند

گریه بنالد،کوه و در و دشت از این جدایی
می نالد از درد، در این دمادم فردا کجایی
سفر به خیر،سفر به خیر،مسافر من
گریه نکن،گریه نکن،به خاطر من
باران می بارد امشب،دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته ره می سپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شاید از فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم یادگاری،سردی این بوسه را پیوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم می چکد با نم نم باران به دامن
بسته ای بار سفر را با تو ای عاشق ترین بد کرده ام من
رنگ چشمت رنگ دریا.سینه ی من دشت غم ها
یادم آید زیر باران با تو بودم با تو تنها
زیر باران با تو بودم با تو تنها
باران می بارد امشب،دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته ره می سپارد امشب
این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمی شه باور من
رفتنت را کرده باور التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم
این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمی شه باور من
"کی رود از خاطر من آخرین بوسه شبی در زیر باران...

واسه شکستن یه دل فقط یه لحظه وقت می خواد.اما واسه اینکه از دلش در بیاریشاید هیچ وقت فرصت نداشته باشی... میشه مثل یه قطره اشک بعضی ها رو از چشمت بندازی ، ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشک وبگیری که با رفتن بعضی ها از چشمت جاری میشه
دروغ و خیانت رو هک کن__ از انسانیت کپی بگیر و سند توآ ل کن__ با صداقت و وفا و معرفت چت کن__ از زیباترین خاطره زندگی وب بگیر__تو پروفایل قلبت یه قلبه تیر خورده بذار و بگو عاشق عشق هستی__و عاشق عشق باشین_در مسنجر قلبت عشق رو اد کن __وبه احساسات زیبایی پی ام بده__غم رو دیلت کن__و واژه بدی رو رینیم کن__برای غرورت آف بزار و بگو بشینه آخه (دنیا دو روزه)

سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل
روز اول گل سرخی برام اوردی گفتی برای همیشه دوستت دارم روز دوم گل زردی برایم اوردی گفتی دوستت ندارم روز سوم گل سفیدی برایم اوردی و سر قبرم گذاشتی و گفتی منو ببخش فقط یه شوخی بود

نمی بخشمت....
بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی....بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .....
نمی بخشمت .....
بخاطر دلی که برایم شکستی .....بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی.....
نمی بخشمت .....بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی.....بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی....
و می بخشمت
بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

کاش می شد خالی از تشویش بود
برگ سبزی تحفه ی درویش بود
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می آمد کنارش می نشست
کاش با هر دل , دلی پیوند داشت
هر نگاهی یک سبد لبخند داشت
کاش لبخندها پایان نداشت
سفره ها تشویش آب ونان نداشت
کاش می شد ناز را دزدید و برد
بوسه رابا غنچه هایش چید و برد
کاش دیواری میان ما نبود
بلکه می شد آن طرف تر را سرود
کاش من هم یک قناری می شدم
درتب آواز جاری می شدم
آی مردم من غریبستانی ام
امتداد لحظه ای بارانیم
شهر من آن سو تر از پروازهاست
در حریم آبی افسانه هاست
شهر من بوی تغزل می دهد
هرکه می آید به او گل می دهد
دشتهای سبز , وسعتهای ناب
نسترن , نسرین , شقایق , آفتاب
باز این اطراف حالم را گرفت
لحظه ی پرواز بالم را گرفت
می روم آن سو تو را پیدا کنم
در دل آینه جایی باز کنم .

سلامی به گرمی انرژی هسته ای، دوستت دارم به اندازه قیمت مسکن. می خواهم وقتتان را اندازه حقوق پدر کارمندم بگیرم. این فقط یک مطلب ادبی است، همچو گزارش البرادعی !سلام به تو رز گل من، تو که گلبرگ هایت با سیلی سرخ شده است. دلم برایت یک نخود شده است. دیروز دوباره یاد آب پرتقالی افتادم که هفت سال پیش با تو خوردم. دلم لک لک زده است برای کباب غازی به چربی نفت خام.
به قول شاعر که می گه عجب رسمیه رسم زمونه، کمبود پول و مرغ گرونه!
ای محبوب من، ای عشق من، تو سیب زمینی خودم هستی. فدای بدن گرد و قلمبت بشم. پس کی تو را خواهم دید؟ آن طعم دل نشینت را چه زمان خواهم چشید؟ (دوباره شاعر ادامه می ده): می رن آدمها از اونا فقط بدهی هاشون به جا می مونه. کجاست اون ماشین؟ کجاست اون خونه؟ چی شد اون جوجه؟ مامانش کجا رفت؟ به خدا هیچ کس نمی دونه، تازه مزه نازش رو لب می مونه!
سلامی به قرمزی گوجه فرنگی، سلامی به ترشی دختران دم بخت شاید هم بدبخت. سلام من به آخر ماه، به اجاره، به حق التدریس، به حق التالیف ... سلام، سلام، صد تا سلام، هزار و شونصد تا سلام، بابا فقط یه سلام کردم جوابمو ندادی، مهم نیست.
بازم سلام...
این دفعه با یه مطلب برای ضد حال زدن به خانمتون(ایالتون)اومدم ولی به متاهلا میگم که نخونن چون بعدا پشیمون میشن.(البته من اینو با ذهنیت خودم ساختم اگه خوب بود نظر بدین تا مطالب جالب تری بزارم)
چهار سوال هست که خانوما نباید از شوهرانشون بپرسن اگه بپرسن حالشون حسابی گرفته میشه:1-به چی فکر می کنی؟ 2- آیا دوستم داری؟ 3- آیا من چاقم؟ 4- اگه من بمیرم تو چه کار می کنی؟
حالا ما برای مثال این سوال رو که اگه من بمیرم تو چه کار می کنی رو امتحان می کنیم.
جواب صحیح:آه عزیزترینم!در حادثه فراق تو زندگی برایم متوقف میشه و ترجیح میدم زیر چرخ اولین کامیونی که رد میشه بندازم!این سوال در گفت و گوی زیر هم میتونه جوابهایی رو داشته باشه که طوفانی ایجاد کنه!!!
زن:عزیزم اگه من بمیرم تو چه کار می کنی؟
مرد:عزیزم ! چرا این سوال رو می کنی این سوال منو نگران می کنه؟!
زن:آیا دوباره ازدواج می کنی؟
مرد:البته که نه عزیزم!
زن:مگه دوست نداری متاهل بشی؟
مرد:معلومه که دوست دارم!
زن:پس چرا دوباره ازدواج نمی کنی !
مرد: خیلی خوب! ازدواج می کنم!
زن(با لحن رنجیده):پس ازدواج می کنی؟؟؟
مرد:بله!
زن(بعد از مدتی سکوت):آیا باهاش توی همین خونه زندگی می کنی؟
مرد:خب بله!فکر کنم همین کارو بکنم!
زن(با ناراحتی):بهش اجازه می دی لباسهای منو بپوشه!
مرد:اگه اینطور بخواد خب اره!
زن(با سردی):واقعا!لابد عکس های منو از روی دیوار می کنی و عکهای اونو میزنی؟
مرد:بله!این کار به نظرم کار درستی میاد!
زن(در حالی که این پا و اون پا می کنه):حتما بهش اجازه می دی که با چوب گلف من بازی کنه؟!
مرد:البته که نه عزیــــــــزم!چون اون چپ دسته!!
دیدید که حال زنو به چه راحتی با چند پاسخ کوتاه گرفت!!!!!
در ضمن این جمله رو داشته باشید.
زن مثله ویروس می مونه وقتی وارد زندگیت میشه جیبت رو اسکن می کنه،لبخند رو دلیت می کنه،مخت رو ادیت می کنه،بر نامه هاتو دانلود می کنه و در آخر هم هنگ می کنی!!!!....
این اس ام اس رو هم خیلی با حال بود....
تنهایی ام با تو،خوشبختی ام با تو،سختی ام با تو،تو صحرا با تو، تو دریا با تو،تو آسمون با تو ،چیپس جدید با تو::.::.::.::
آهنگ سامیار قدرتی و DJاحسان(احسان خلقی)
نام موزیک جدید : بیس ( ورژن جدید به سبک ترنس )
درجه ی موزیک : فوق العاده زیبا
Samyar & Ehsan - Bass

تستی برای سنجش فوضولی
سوالات را به دقت بخوانید و با صداقت به سوالات پاسخ بدین.سپس با استفاده از جدول پاسخ ها میزان فوضولی خودتون رو بسنجید.
1-در حال عبور از جلوی خانه ی یکی از همسایگان هستید معمولا صدایی از خانه ی آنها شنیده نمی شود مشاهده ی مشاجره پدر و مادر و فرزند آنها هستید به نظر این موضوع آنقدر جالب است که بایستید و به دعوای آنها را گوش کنید؟
وقت من بیشتر از این کارهای بیهوده ارزش دارد(0)
شاید چند دقیقه ای به حرفهای آنها گوش دهم(5)
تا از کل جریان با خبر نشوم خیلم راحت نمی شود(10)
2-وقت صحبت تلفنی با دوستتون باید چند لحظه ای پشت تلفن منتظر بمانید آیا وقتی برگشت از او می پرسید که با چه کسی صحبت کرده؟
بله(10)
خیر(0)
3-پست اشتباها نامه ی همسایه را به در خانه ی شما می آورد و نامه قبلا باز شده آیا نامه را می خوانید؟
بله(10)
خیر(0)
4-یکی از آشنایان در جمعی در حال صحبت کردن با گوشی تلفن است آیا گوشتان را تیز می کنید تا ببنید جریان از چه قرار است؟
بله(10)
خیر(0)
5-ایا درون کیف کسی را از روی کنجکاوی گشته اید؟
بله(10)
خیر(0)
6-دوستتان به یک مهمانی که شما دعوت نبوده اید میرود آیا صبح بعد آن روز از او سوال می کنید که در مهمانی چه اتفاقی افتاده؟
بله(10)
خیر(0)
7-اگر متوجه روحیه افسرده یکی از همکارانتان شدید چه می کنید؟
منتظر می مانم اگر خودش مایل بود سر صحبت را باز کند(0)
سعی می کنم تا به نحوی موضوع را به او ربط دهم تا مساله مطرح شود(5)
آنقدر اصرار می کنم تا دلیل ناراحتی اش را بگوید(10)
8-فردی که در وسیله ی نقلیه کنار شما نشسته وتعدادی عکس می بیند شما با کنجکاوی و زیر چشمی عکسهای آن را نگاه می کنید؟
بله(10)
خیر(0)
9-به صورت اتفاقی پسورد ایمیل دوستتون به دست شما رسیده آیا ایمیل های او را نگاه می کنید؟
بله(10)
خیر(0)
10-در خیابان راه می روید و دو نفر را می بینبد که مشغول دعوا هستند آیا می ایستید تا ببنید دعوا سر چه موضوعی است؟
بله(10)
خیر(0)
جواب تستها
0تا 30
شما حتی یک رگ فوضولی هم در بدنتا نداریدو در امور دیگران فوضولی نمی کنیددلیل آن هم مشخص است :یا فکر می کنید که باید به حریم خصوصی دیگران احترام گذاشت و یا مشغولیات ذهنی دیگری دارید.در هر صورت نتیجه این است که در اموری که به شما ربطی ندارد دخالت نمی کنید.
35تا70
خوب شما طبیعتا آدم کنجکاوی هستید اما کنجکاوی شما کنترل شده است و تمام سعی تان این است که در امور دیگران دخالت نکنید بعضی وقتها برای بدست آوردن خبر های دست اول هر کاری را می کنید به خصوص وقتی شایعات با آب و تاب در میان باشد.
75تا100
شما اطلاعاتی در مورد تر یا خشک بودن هیزم جهنم ندارید؟برای شما هیچ چیز هیجان انگیز تر از کشف مسائل شخصی دیگران نیست و در این باره هر تلاشی را که لازم باشد می کنید احتمالا از طرف دوستانتان لقب فوضول را دریافت کرده اید اگر این اتفاق نیفتاده در آینده ای نه چندان دور خواهد افتاد.

| قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |








